تاج الدين احمد وزير

314

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

أيضا له يا رب چه موجبست كه روزى نگفت شاه * كابن يمين بىدل شيدا چه مىخورد چون هرچه داشت رفت به تاراج حادثات * اكنون به غير حسرت و سرما چه مىخورد تا « 1 » شد ملازم در ما همچو آستان * جز خاك اين جناب معلّى چه مىخورد دانم كه نوكرى دو سه و اسبكيش هست * ور نيز نيست اين همه تنها چه مىخورد چون خود نداشت ثروت و از كس نيافت « 2 » هيچ * دانم كه بينوا بود آيا « 3 » چه مىخورد « 4 » و له گشتست طبيعت گروهى * دايم دو زبان چو مار بودن * 254 در شيوه مكر و رسم تلبيس * امسال بتر ز پار بودن چون زلف بتان ز فتنه‌جويى * آشفته و بىقرار بودن دايم ز منى بسان حمدان * برجستن و بادساز « 5 » بودن زين جمع كه وصف « 6 » در ميان است * دورى به و بر كنار بودن با اهل خرد به كنج خلوت * با بادهء خوشگوار بودن « 7 »

--> ( 1 ) در ديوان : با . ( 2 ) در ديوان : و از هيچكس نيافت . ( 3 ) در ديوان : امّا . ( 4 ) ر . ك ديوان ابن يمين قطعه 384 ص 405 . ( 5 ) در ديوان سار . ( 6 ) در ديوان وصفشان ميان . ( 7 ) ر . ك ديوان ابن يمين مرجع ذكر شده قطعه 692 ص 494 .